چريک فدايي خلق
رفيق شهيد نوروز قاسمي
رفيق نوروز قاسمي در سال 1337 در روستای "باديجان" از توابع مياندوآب در يک خانواده زحمتکش بي زمين بدنيا آمد. در دوران کودکي ضمن درس خواندن به کار در مزارع مشغول بود و بعدا همراه خانواده اش به شهر مياندوآب آمد و به کارگری پرداخت. او با کار در کوره پزخانه ها و کارگاه بلوک زني، موزاييک سازی و کارخانه قند مياندوآب حداقل معاش خود و خانواده خويش را تامين کرده و عليرغم کار طاقت فرسا، شب ها به تحصيل خود ادامه مي داد.
در جريان مبارزات توده ها در سال 57 – 56 فعالانه شرکت کرده و تظاهرات خياباني را سازماندهي مي کرد. او به علت محبوبيتي که در بين کارگران کسب کرده بود، يکي از پايه گذاران شورای کارگری کارخانه قند مياندوآب و يکي از اعضای مخفي هيئت موسس کارگران بيکار بود.در همين زمان بود که رفيق در ارتباط با سازمان چريکهای فدايي خلق ايران قرار گرفت و پس از اعلام موجوديت چريکهای فدايي خلق ايران قاطعانه در مقابل اپورتونيست ها ايستاد و فعالانه به دفاع از مواضع چريکهای فدايي خلق ايران پرداخت.
چريک فدايي خلق؛ رفيق نوروز به مثابه پرولتری آگاه اعتصاب کارگران کارخانه قند مياندوآب را برای دريافت حق بيمه، عيدی و ... سازمان داد. او در نطقي که در جريان اين اعتصاب برای کارگران نمود اعلام کرد که "تنها اين چريکهای فدايي خلقند که مي توانند به تمامي مظالم حاکم پايان بخشند" و کارگران با شعار "درود بر فدايي" به تاييد سخنان او پرداخته، دست به راهپيمايي زده و رئيس کارخانه را در اطاقش زنداني نمودند و کارخانه را مصادره کردند. هجوم پاسداران جمهوری اسلامي به کارخانه قند نتوانست اعتصاب را درهم بشکند و کارگران خواست های خود را گرفتند. بدين ترتيب اعتصاب 20 روزه ی کارخانه قند تاثير به سزايي در بالا بردن آگاهي کارگران داشت. پس از آن بود که کارگران کارخانه قند مياندوآب به حمايت از کارگران بيکار مياندوآب برخاستند و با راهپيمايي و تحصن در مسجد شهر همبستگي ی کارگران را به نمايش گذاشتند. رفيق نوروز در اين حرکت کارگری نيز به عنوان نماينده ی کارگران طي سخناني خواست های کارگران را در 16 ماده اعلام کرد. ايمان راسخ رفيق نوروز به مشي انقلابي (مبارزه مسلحانه، هم استراتژی – هم تاکتيک) و درک عميق او از ماهيت رژيم وابسته به امپرياليسم جمهوری اسلامي به او امکان مي داد تا در مبارزات کارگری، به مثابه يک عنصر رهبری کننده شرکت کرده و اين مبارزات را به سمت و سويي انقلابي هدايت کند. همين درک صحيح و شور انقلابي رفيق بود که کارگران را به او علاقمند مي ساخت و به او اعتبار مي بخشيد.
رفيق نوروز علاوه بر آن که مسئول هسته های کارگری و دانش آموزی در مياندوآب بود، مدتي نيز رابط هواداران مياندوآب با تشکيلات بود.
رفيق نوروز در حين مسافرت به مهاباد برای انجام وظايف تشکيلاتي، توسط پاسداراني که به وی مشکوک شده بودند، دستگير شد ولي چون مزدوران نتوانستند وی را بشناسند، پس از يک ماه و نيم زنداني بودن در مراغه آزاد گشت و پس از آن توسط سازمان به کردستان منتقل گرديد و در دوره آموزشي رفيق شهيد عباس دانش بهزادی شرکت و پس از آن بود که با نام تشکيلاتي "امير" در چند عمليات نظامي از جمله مصادره تانکرهای نفت در کردستان شرکت کرد.
رفيق نوروز در حين يک ماموريت، همراه چند تن ديگر از رفقا در راه مياندوآب – مهاباد در زمستان 59 دستگير شد اما مزدوران قادر نشدند کمترين اطلاعاتي از اين رفقا کسب کنند. قرار بود که رفيق نوروز با چند تن از مزدوران رژيم که در کردستان به اسارت درآمده بودند معاوضه شوند، اما اين معاوضه مقارن با بهلاکت رسيدن بهشتي مزدور و ديگر شرکايش گرديد و رژيم اعدام های سبعانه خود را شدت بخشيد بدين ترتيب رفيق نوروز قاسمي، اين فرزند دلير طبقه کارگر همراه با چريکهای فدايي خلق؛ رفقا بهزاد مسيحا و روح انگيز دهقاني در هشتم تيرماه سال 60 به جوخه های اعدام سپرده شدند.
زندگي کوتاه رفيق نوروز سراسر از مبارزه بود. او در همه حال با تجربه ی پربار خويش، با هوشياری و فروتني و فداکاری به انجام وظايف مبارزاتي خود مي پرداخت و حتي در مدت زمان کوتاهي که در اسارت رژيم بود، در مبارزات زندانيان سياسي در زندان فعالانه شرکت مي کرد.
يادش جاودان و راهش پررهرو باد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر